تبلیغات
می خوانم تو را.....

می خوانم تو را.....
با دلی بی تاب می خوانم تو را.....
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتون راجع به وبلاگ من چیه؟






لوگو
















کمپین خودجوش دانشجویان برای همکاری با سازمان انرژی اتمی



عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir



صلوات مخصوص حضرت زهرا (س)

بسم الله الرحمن الرحیم
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطمةَ و اَبیها و بَعلِِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک


مراد از مشکات در آیه ی 35 سوره ی نور کیست؟

در آیه ی 35 سوره ی نور آمده است :
«  خداوند نور آسمان ها و زمین است ، همانندی نور او به مانند چراغدانی است که در آن چراغی است . این چراغ در بلوری است ، که همانند ستاره ای است درخشان. نوری ورای نور ، خداوند به نور خود هرکه را بخواهد هدایت می کند.»

این آیه از آیات بسیار دقیق است ، این که خداوند نور زمین و آسمان است ، به چه معناست ؟ می دانیم که خداوند از هرگونه تعریف و تشبیهی منزه است . او غیر مادی است ، زیرا خود خالق ماده و مده است. لن ترانی است ، یعنی هرگز دیده نمی شود . در حدیث از معصوم آمده است:  « هر آنچه در ذهن خود راجع به خداوند ولو به دقیق ترین معانی و مفاهیم تعریف کنید ، او غیر خداست ؛ زیرا آن فکر ساخته و آن تعریف مخلوق ذهن شماست و ناروا بوده و به سوی خودتان باز می گردد . »

پس منظور از نور در این آیه چیست... ؟



ادبا وقتی بخواهند برای چیزی مَثَل بزنند به فرد اعلای آن مَثَل می زنند و به طور مثال می گویند ، فلانی مثل ماه می ماند ، چون از ماه زیباتر نداریم . یا وقتی بخواهند برای  بوی خوش مثال بیاورند به مشک مثل می زنند . خداوند هم می خواهد برای نور خودش مَثَل بزند ، به فرد اعلای انوار که در این عالم است برای نور خودش مثال می آورد . آن فرد اعلا که به نور خدا مثل زده شده است ، حضرت زهرا سلام الله علیهاست . توجه کنید می گوییم مَثَل ، چون خداوند مِثل ندارد. خداوند نور خودش را به چراغ دانی همانند می كنند که در آن چراغ دان ، چراغی است و آن چراغ در شیشه ی بلوری قرار گرفته است و می فرماید آن شیشه (بلور) همانند ستاره ای فروزان می درخشد . در روایات آمده است که مراد از چراغ دان (مشکات) در این آیه حضرت زهرا سلام الله علیها ست، که نمونه اعلای نور خداوند است و مراد از نور علی نور ، امامی است پس از امام دیگر .در این جا کانون نور وجود مبارک و مقدس حضرت فاطمه زهراست . آری فاطمه سلام الله علیها رودی است زلال ، جاری از سرچشمه ی لم یزلی ، روان به سوی ابدیت ، به گستردگی و وسعت همه ی هستی . عمیق و ژرف ، به بی کرانگی عقل و اندیشه . وسیع به فراخی صحنه های خیال ، بی ساحل و بی مرز در بستر هستی ، رو به سوی خدا ، با شمیم ملکوت در جسم و عطر توحید در جان ، خرامان چون رامش رسول الله صلی الله علیه و آله و پوشیده به عظمت شب ، در خلوت بندگی و نیایش معبود . در جایگاهی مقدس که هیچ فرشته ی مقربی را یارای فهم آن عظمت تنهایی و تجلی سِرِ سرمدی نیست .


اوست پرنده ی مغموم چمن زارهای به آتش کشیده، سحوری خوان شهر فراموشان و ستاره ی پر فروغ آسمان مظلومیت و حزن. سرو خمیده ی باغستان احمدی ، عصمت کبرای ایزدی ، چشم و چراغ اهل بینش ، سِرِ ازلی و امانت سرمدی ، محبوب آسمانیان و قبله گاه ایمانیان ، جان جهان و جهان جان ، عزلت گزین عرصه ی پرواز و خاک نشین سرافراز ، حبل المتین آل رسول صلی الله علیه وآله و ریحانه ی ملکوت .

آری سوگند به ماه چون برمی افروزد  و شب چون به ثلث خود فرو می رود و  قسم به صبح هنگامی که نفس می کشد و عالم را روشن می نماید که هرآینه او (فاطمه) یکی از آیات عظمای الهی است (سوره مدثر /32-35) پس من چگونه از تو بگویم که از تو گفتن کار بشر نیست و چه سان تو را مدح نمایم آن جا که پدرت رسول خدا فرمود : «هر آینه فاطمه حوریه ای بهشتی است که به صورت انسان آفریده شده است .» ... حاشا که فهم و خرد اندک من بفهمد که انسیه ی حورا چیست!

آه مادر، نمی دانی که ما چه اندازه نیازمند حیات بخشی تو هستیم. زندگی هایمان همه تصنعی شده است ، روح و معنا ندارد ، همه اش مادی است . همه اش دنیایی است . معنویت از میان ما رخت بر بسته است و برای خوب شدن واقعا به تو نیازمندیم . کاش روحی تازه در کالبد جان های مرده مان بدمی ، تا بتوانیم دوباره بر پا شویم و جانمان را از سنگینی کسالت بار وابستگی های مادی برهانیم. بیا و با دم مسیحایی خود ، خزان عمرمان را بهاری کن . خوب می دانیم که بدیم و با کردارهای ناشایسته ی خود ، ظهور امام منتظر را به تاخیر انداخته ایم . پس محتاج عنایتی هستیم تا دگرگونمان نمایی و شایستگی فراهم ساختن بستر ظهور منجی موعود را نصیبمان سازی.

اللهم عجل لولیک الفرج ...
منبع:وب حریم ریحانه



[ سه شنبه 22 فروردین 1391 ] [ 10:23 ق.ظ ] [ زینب ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
تو همایی و من خسته بیچاره گدای
پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی


خطاطی نستعلیق آنلاین

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت


قالب میهن بلاگ تقویم جلالی